نماینده پارلمان بریتانیا: ایران در آستانه مرحلهای سرنوشتساز قرار دارد
یک نماینده پارلمان بریتانیا میگوید بازگشت ایرانیان به خیابان و گستره جغرافیایی این خیزشها نشان میدهد که این تحولات صرفا فورانی گذرا از خشم نیست، بلکه بخشی از روندی طولانی از فروپاشی تدریجی حکومتی است که بیش از چهار دهه با اتکا به ترس، رانت و خشونت سازمانیافته حکومت کرده است.
تام توگندهات، نماینده کنونی پارلمان بریتانیا، وزیر سابق امنیت این کشور و افسر پیشین ارتش بریتانیا در جنگهای عراق و افغانستان، پنجشنبه ۱۱ دی ماه در مقالهای تحلیلی، اعتراضات اخیر در ایران را نشانه ورود جمهوری اسلامی به مرحلهای «تعیینکننده و پرخطر» توصیف کرده است.
به باور او، بریتانیا نه میتواند و نه باید سرنوشت این روند را تعیین کند، اما آنچه در ایران رخ میدهد، بهطور مستقیم امنیت، اقتصاد و نظم بینالمللی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
توگندهات تاکید میکند که جمهوری اسلامی صرفا یک حکومت اقتدارگرا با سیاستهایی نامطلوب برای غرب نیست، بلکه نظامی است که بقای خود را بر سرکوب داخلی و تهاجم خارجی بنا کرده و عامدانه بریتانیا و شهروندان بریتانیایی را هدف قرار داده است.
او به برنامهریزی برای ترور و حمله در خاک بریتانیا، تعقیب روزنامهنگاران و مخالفان، سازماندهی خشونت علیه نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه و تلاش برای کشتن دیپلماتهای بریتانیایی اشاره میکند و مینویسد نقش ایران در بیثباتسازی منطقهای از افغانستان تا لبنان، موجهای پناهجویی را به راه انداخته که به اروپا و بریتانیا رسیده و فشار فزایندهای بر خدمات عمومی، همبستگی اجتماعی و اعتماد سیاسی وارد کرده است.
در بخش دیگری از این مقاله، پیامدهای اقتصادی و امنیتی سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی بررسی شده است. توگندهات مینویسد تسلیحات ایرانی در اختیار حوثیها به مختل شدن کشتیرانی تجاری در دریای سرخ انجامیده و افزایش هزینههای حملونقل، حق بیمه و قیمتها را برای مصرفکنندگان اروپایی و بریتانیایی به دنبال داشته است.
او همچنین به گسترش توان نظامی حزبالله و شراکت نظامی تهران با مسکو اشاره میکند؛ شراکتی که با تامین پهپادها، موشکها و قطعات، به تداوم جنگ روسیه در اوکراین کمک کرده و هزینه غذا و سوخت را در سراسر اروپا افزایش داده است، در حالی که چین با دور زدن تحریمها از نفت ارزان ایران بهره میبرد و صنعت اروپا بهای بیشتری میپردازد.
توگندهات در ادامه مقاله خود مینویسد پیامدهای تغییر معنادار یا ادامه زوال ایران، جهانی و فوری خواهد بود. به گفته او، یک ایران متفاوت میتواند بازارهای انرژی را یکشبه دگرگون کند.
بازگشت بیش از شش میلیون بشکه نفت در روز، به کاهش قیمتها، فروکش کردن تورم در اروپا و آمریکای شمالی و وارد آمدن فشار مالی شدید بر دولتهای نفتی، بهویژه روسیه، منجر خواهد شد.
او تاکید میکند کاهش ریسک انرژی که از سال ۲۰۲۲ اقتصادها را مختل کرده، پیامدهای مستقیمی بر هزینههای تولید، قبوض خانوارها و بودجههای دولتی خواهد داشت.
به نوشته توگندهات، در چنین سناریویی چین دسترسی خود به نفت تخفیفدار ایران را که از طریق دور زدن تحریمها به دست آورده، از دست خواهد داد؛ موضوعی که نفوذ پکن در خلیج فارس را تضعیف کرده و هزینهها را برای پالایشگاهها و تولیدکنندگان در سراسر آسیا افزایش میدهد.
او میافزاید این تغییر، فاصله هزینهای میان آسیا و اروپا را کاهش داده و چین را وادار میکند وابستگی خود به مسکو و آسیای مرکزی را برای تامین انرژی عمیقتر کند.
در همین حال، روسیه چیزی فراتر از پهپادهای ارزان را از دست خواهد داد؛ مشارکت نظامی و سیاسیاش با تهران فرو میپاشد، همکاری در سوریه و قفقاز پایان مییابد و نفوذ مسکو در خاورمیانه بدون ایران بهعنوان متحدی راهبردی، بهطور چشمگیری کاهش پیدا میکند.
توگندهات در بخش پایانی این تحلیل مینویسد در صورت تضعیف یا فروپاشی ساختار کنونی جمهوری اسلامی، شبهنظامیان تحت حمایت ایران متلاشی خواهند شد، قدرت حزبالله کاهش مییابد و تداوم حملات حوثیها به کشتیرانی بهمراتب دشوارتر خواهد شد.
به گفته او، با کاهش هزینههای بیمه و متعادل شدن قیمتهای حملونقل جهانی، عراق نیز با تضعیف سلطه شبهنظامیان فضای بیشتری برای حکمرانی به دست خواهد آورد و جریانهای انرژی بیشتری از خلیج فارس آزاد میشود؛ تحولی که مزیتی مضاعف برای کشورهای واردکننده انرژی در سراسر جهان خواهد بود.
در جمعبندی، توگندهات تاکید میکند که آینده ایران را تنها مردم ایران تعیین خواهند کرد، اما آنچه در این کشور رخ میدهد، محدود به مرزهایش نخواهد ماند.
به باور او، ایران بار دیگر به حرکت درآمده، زیرا این نظام از درون در حال پوسیدن است؛ روندی که میتواند به نوزایی یا فاجعه منجر شود، اما در هر صورت، اهمیتی تعیینکننده برای ایران، بریتانیا و جهان دارد؛ لحظهای که به گفته او، تاریخ از زبان مردم در خیابانها سخن میگوید و جهان باید به آن گوش کند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.