«یلدای اجارهای» مفهومی تازه در روزگار دشوار معیشتی خانوادههای ایرانی است؛ خانوادههایی که میخواهند همچنان پیوندهای اجتماعی و سنتهای کهن خود را حفظ کنند. در حالی که خرید قسطی و «اجاره میوه» در ایران رواج یافته، یک جامعهشناس معتقد است این تلاش نوعی مقاومت سیاسی به شمار میرود.
آیین «چله برون» پیوند اجتماعی را میان خانواده زوجهای جوانی که بهتازگی نامزد کردند در شب یلدا، برقرار میکند. طبق این سنت، خانواده داماد با طبقهایی از میوه، شیرینی، آجیل و هدایای مختلف از جمله طلا و لباس، به دیدار خانواده عروس میروند.
اما در روزگاری که حداقل دستمزد ماهانه کمی بیش از ۱۰ میلیون و هر گرم طلا نزدیک به ۱۴ میلیون تومان است، اجرای این سنت برای همه مردم ممکن نیست.
در این بین پدیدهای بهنام «یلدای اجارهای» متولد شده است؛ تلاش خانوادههایی که میخواهند با وجود دشواریهای معیشتی، بازهم سنتهای خود را زنده نگهدارند.
بهار، دختر ۲۹ سالهای ساکن ایران است. او که در دوران نامزدی بهسر میبرد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت بهدلیل فشارهای اقتصادی، تورم و قیمت سرسامآور میوه و آجیل این روزها، به نامزدش پیشنهاد کرده خنچههای یلدا را اجاره کنند.
بهار این «یلدای اجارهای» را یکی از دردناکترین تجربههای زندگی خود میداند. او و نامزدش هر دو شاغل و از خانوادهای متوسط هستند.
او به تاثیر شرایط سخت اقتصادی بر پیوندهای اجتماعی اشاره کرد و گفت: «همیشه با خاله، دایی، عمو و عمهها، در جمعهای خانوادگی بودیم. اما حالا با وضعیتی که به وجود آمده، حتی توان خرید میوه، شیرینی، آجیل و پذیرایی شام از اعضای خانواده خودمان را هم نداریم.»
او ادامه داد: «به همین دلیل یکی از دوستانم پیشنهاد کرد خوراکیهای یلدا را اجاره کنیم. ما هم تصمیم گرفتیم این کار را کنیم و بعد چند عکس بگیریم و تمام.»
بهار میگوید انجام این کار به او احساس حقارت میدهد. به گفته او «اولش نمیخواستم قبول کنم. ما خانوادهای بودیم که همیشه مراسم یلدا، چهارشنبهسوری و سیزدهبدر را برگزار میکردیم، اما در چند سال گذشته این دورهمیها کوچک و کوچکتر شد.»
یلدای قسطی؛ سرخط خبرهای این روزهای ایران
تهیه و خرید وسایل مورد نیاز بهصورت اقساط بلندمدت، یک روش زندگی در بسیاری از کشورهای جهان است، امکانی که حکومتها برای شهروندان فراهم میکنند که حتی به صورت اقساط صاحب خانه و ماشین و کسبوکار شوند. اما در ایران سالهاست تهیه نیازهای اولیه زندگی، حتی نوشتافزار و نان و تخممرغ، هم به قسط و بدهکاری تبدیل شده است.
۵ عدد پسته، تا فرزند در مدرسه شرمسار نشود
صاحب یک مغازه خشکبار و آجیلفروشی در یکی از محلههای مرکزی پایتخت در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت کسانی که در سالهای گذشته میتوانستند حداقل یک کیلو آجیل شب یلدا بخرند، امروز تنها توان خرید ۲۵۰ گرم را دارند.
او به یکی از موارد این دست خریدها اشاره کرد و گفت: «چند روز پیش، یک خانواده برای خرید آجیل جشن یلدای مدرسه دخترشان آمدند. کمی قیمتها را نگاه کردند و در نهایت مقداری نخودچی و کشمش خریدند.»
این فروشنده اضافه کرد: «مادر خانواده با شرمساری نزدیک من آمد و خواست ۵ عدد پسته و ۵ عدد قیسی روی نخودچی و کشمش بگذارم.»
به گفته این فروشنده، مادر این دختربچه به او گفته است: «برای خرید همین هم آخر ماه به مشکل برمیخورم، اما دوست ندارم دخترم در مدرسه خجالت بکشد.» این خشکبار فروش که ۲۵ سال در یکی از محلات تهران مغازه دار است، گفت: «چیزی که ما کاسبها میبینیم، در هیچ آمار و اخباری نیست.»
او تاکید میکند برای فروش و خراب نشدن اجناس و در عین حال برای اینکه تعداد بیشتری بتوانند خرید کنند، فروش قسطی و چکی دارد.
این خشکبار فروشی گفت: «اینکه ما را در جهان با پسته و زعفران میشناسند اما مردم در ایران حسرت خوردن این چیزها را دارند، واقعیتی است که تا هر روز در چهره مردم نبیند، آن را درک نخواهید کرد.» یک میوه فروش هم روایتی مشابه خشکبار فروش دارد. او به تغییر رفتار خرید شهروندان در تهران اشاره میکند.
به گفته او، مردم در سالهای گذشته بدون نگرانی میوه میخریدند و شب یلدا بازار رونق داشت. اما امسال مشتریها با دقت قیمت میپرسند. به گفته او اکثر مشتریان، خریدشان محدود به یکی دو قلم میوه میشود و بیشتر آنها بدون خرید و با دیدن قیمتها مغازه را ترک میکنند. او تاکید کرد سفارشهای بزرگ برای عروسی هم کاهش پیدا کرده است.
انگشترم را امانت میگذارم تا دخترم شرمسار نباشد
جمهوری اسلامی در تلاش است تا مراسم مذهبی مطلوب خود را با آیین و جشنهای سنتی و ملی ایران جایگزین کند. این موضوع با تغییر نام جشنهای ملی نظیر شب چله و چهارشنبه سوری در تقویم رسمی قابل مشاهده است. از سوی دیگر حکومت از طریق ایجاد رویدادهایی نظیر «عطر سیب» در ماه قمری محرم برای ارایه تسهیلات به هیاتهای مذهبی، یا سبدهای معیشتی در آستانه ماه رمضان، مناسبتهای مذهبی را تقویت میکند.
با اینحال، تلاشهایی از سوی شهروندان برای زنده نگهداشتن آیینهای ملی وجود دارد. معلم پایه سوم ابتدایی در یکی از مدارس دولتی دخترانه به ایراناینترنشنال گفت برگزاری جشن تکلیف برای بچههای پایه سوم، چیزی است که به صورت دقیق از جانب آموزشوپرورش پیگیری میشود و در برخی موارد حتی زمانی که خانوادهها در برابر آن مقاومت میکنند و یا توان تهیه چادر و یا وسایلی که اتفاقا باید یک شکل باشد را ندارند، با کمک خیرین مذهبی آن را فراهم میکند.
این معلم درباره برگزاری جشن یلدا گفت: «ما چند معلم در مدرسه هستیم همه تلاشمان را میکنیم که بچهها را تا جای ممکن با فرهنگ و ریشههای ایرانی آشنا کنیم.»
این معلم روایت مادر یکی از دانشآموزان را بازگو کرد که قصد داشت انگشتر خود را گرو بگذارد تا دختر دانشآموزش شرمنده نشود. او گفت: «مادر یکی از دانشآموزان به من گفت حتی توان خرید یک انار و یک مشت آجیل را هم ندارد، اما میخواست انگشترش را گرو بگذارد تا دخترش شرمنده نشود.»
به گفته این معلم «چیزهایی که در زندگی واقعی افراد جامعه وجود دارد، رنجی است که افرادی با شغلهایی مانند ما هر ثانیه به چشم میبینند.»
او ادامه داد کم بضاعت بودن خانوادهها باعث شده است تا با کمک چند میوه و خشکبار فروش محلی بستههایی برای کودکانی که خانوادههایشان توان خرید خوراکیهای یلدا را ندارند فراهم کنند.
یلدا و «مقاومت سیاسی» ایرانیان
حسین قاضیان، جامعهشناس، درباره تاثیر مستقیم بحرانهای اقتصادی و معیشتی این روزهای ایران بر مناسبتها و آیینهای سنتی و ملی، از جمله شب یلدا میگوید گردهمایی خانوادگی یا دوستانه در شب یلدا، بر پایه خوش گذشتن است و یکی از عناصر اصلی خوشگذرانی و خوش بودن در این شب، بر پایه خوراکیهایی است که دور هم خورده میشود؛ در واقع خوردن، بخش مهمی از مراسم شب یلداست.
به همین دلیل نبودن و یا دشواری تهیه وسایل لازم برای این مراسم، نوعی احساس غم و شرم و ناراحتی عمیق ایجاد و این، ماهیت شادی و خوشی این شب را مختل میکند. این جامعهشناس، گفت: «جامعه راه خودش را میرود. انتقال فرهنگ در اختیار کسی نیست، نه حکومت و نه هیچ گروه قاهر دیگری نمیتواند انتقال فرهنگ را کنترل کند.»
به گفته قاضیان، حتی با جهانی شدن ارزشهای فرهنگی مثل جشن گرفتن کریسمس و هالووین، جامعه ایرانی برای زنده نگهداشتن هویت ملی و فرهنگی خود تلاش میکند و آن را به نسل بعد منتقل میکند؛ حتی بیشتر و پررنگتر.
به گفته او «با آمدن ارزشها از فرهنگهای دیگر، مقاوتی در جامعه بروز میکند، برای همین هویتهای ملی و محلی گاهی پررنگتر از قبل هم میشوند.»
قاضیان در توصیف این مقاومت، به پررنگ شدن سپندارمذگان در مقابل ولنتاین، یا افزایش علاقه شهروندان ایران برای بازدید از مزار کوروش بزرگ اشاره کرد. این جامعهشناس، تاکید کرد باوجود شرایط اقتصادی نابسامان در ایران، جامعه در برخورد با این جشنهای آیینی، «مقاومت سیاسی» دارد.
به گفته او: «زمانی که حکومت تلاش میکند گفتمان سیاسی و مذهبی خود را بر جامعه غالب کند، در مقابل جریانی رونق میگیرد که در ضدیت آن و برای ابراز هویت ملی و فرهنگی است.»
پیروزی نور بر تاریکی؛ پیام روشن یلدا در طولانیترین شب سال
یلدا، طولانیترین شب سال در گاهشماری ایرانی، ریشه در باورهای کهن دارد. ایرانیان باستان این شب را زمانی میدانستند که نیروهای تاریکی در اوج قدرت هستند و اهریمن نماد چالش و سختی است، اما همزمان تولد دوباره خورشید و آغاز نور در دل تاریکی، نوید امید و زندگی تازه را به همراه داشت.
شب یلدا، با شرایط این روزهای ایران، پیوندی نمادین پیدا کرده است. این شب تنها نماد طولانیترین شب سال نیست، بلکه در پس خود امیدی را زنده می کند به تابیدن نور بر این سیاهی؛ تولد دوباره خورشید و روزهایی که آرام آرام بلند میشوند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.