محمدرضا حیدری، دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد قوچان، حسین اکبری، دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، مهناز امیرپور، استادیار دانشگاه آزاد قوچان و علیاکبر مجدی، استادیار دانشگاه فردوسی، این تحقیق را به انجام رساندند.
نتایج این مطالعه که با هدف تبیین سازوکارهای اجتماعی شکلگیری پدیده کودکان کار بر پایه تجربه زیسته این کودکان و کنشگران اجتماعی انجام گرفت، در آخرین شماره دوفصلنامه «جامعهشناسی نهادهای اجتماعی» دانشگاه مازندران منتشر شد.
عوامل شکلگیری کودک کار
بر اساس یافتهها، عوامل شکلگیری کودکان کار در سه دسته طبقهبندی میشوند: نخست، شرایط علّی شامل فقر، نقش «مافیاهای اقتصادی» و سودمندی کار کودک برای خانواده؛ دوم، شرایط زمینهای مانند مهاجرت، حاشیهنشینی، یادگیری از دوستان و نابهسامانی خانوادگی؛ و سوم، شرایط مداخلهگر از جمله نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاستهای اجتماعی و اطلاعرسانی نامناسب.
این مقاله با اشاره به فعالیت شبکههای سازمانیافته هشدار داد باندهایی که در اقتصاد غیررسمی دخیل هستند، کودکان را به «تکدیگری، دستفروشی و جمعآوری ضایعات» وادار و «بخش عمدهای از درآمد آنها را تصاحب میکنند».
نقش نابهسامانی خانوادگی
یافتهها نشان میدهند خیابان برای این دسته از کودکان صرفا فضای اشتغال نیست، بلکه قرار است بهنوعی جای خالی حمایتهایی را پر کند که در خانواده، جامعه یا نهادهای رسمی از آنها دریغ شده است.
یک کارشناس در همین رابطه گفت: «تجربه زیست متفاوتی که در خیابان وجود دارد، باعث میشود که حضور کودک کار در خیابان مستمر شود. کودک خیلی آزادانه، بدون قید و شرط و بدون هیچ هنجاری وارد فضای خیابان میشود.»
نابهسامانی خانوادگی نیز یکی از عوامل موثر در ترک خانه و کار کردن کودکان در خیابان است.
پژوهشگران در این مقاله به «حمایتهای ترحمآمیز» هم پرداختند؛ کمکهایی فاقد برنامهریزی مشخص که به گفته یکی از کارشناسان، در عمل به «تکدیگری کودک» نام کار میدهد.
ترک تحصیل، آسیبهای جسمی و روانی و گرایش به اعتیاد
نتایج حاکی از آن است که کودک کار همیشه تنها «نانآور» نیست و گاهی بهدنبال تامین هزینههای شخصی یا حس استقلال میرود.
یکی از کودکان کار مصاحبهشونده گفت: «دوستم دوچرخه داشت و منم دوچرخه میخواستم. خیلی هم به بابام اصرار کردم، اما وقتی نمیشه، خودم پولمو جمع میکنم و میخرم.»
با این حال، در بسیاری از روایتها، فشار اقتصادی خانواده بهعنوان عامل محوری در شکلگیری کار کودک برجسته میشود.
یک کودک کار تجربه خود را چنین روایت کرد: «خواهرام ازدواج کردن. بابام برای جهازشون قرض گرفته. منم چه کار کنم دیگه، خرجی درمیارم دیگه.»
حیدری و همکاران بر این باورند که پیامد این مسیر، ترک تحصیل، بروز آسیبهای جسمی و روانی و در برخی موارد، گرایش کودکان به اعتیاد است.
یکی از کودکان کار با اشاره به شدت فشار جسمی گفت: «اینقدر حالم بد میشه که من رو از جای آشغالا آوردن بیرون.»
به گفته پژوهشگران، پدیده کودکان کار باید در چارچوب «سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد» فهم شود؛ چارچوبی که در آن کودکان محصول ضعفهای ساختاری نظام حمایتی و مداخلات اجتماعی ناکارآمد هستند و خیابان عملا به جایگزینی برای حمایتهای رسمی تبدیل میشود.
آنها تاکید کردند مقابله با این معضل مستلزم اصلاحات ساختاری در نظام اقتصادی، تقویت شبکههای حمایتی و بازنگری در نگرشهای فرهنگی است؛ امری که تنها با نگاهی جامع، چندبعدی و قادر به درک پیچیدگیهای این پدیده، امکانپذیر خواهد بود.
در این مطالعه ۱۰ کارشناس و فعال اجتماعی حوزه کودکان کار و ۹ کودک کار در شهر مشهد مشارکت داشتند.