جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله، بیشترین قربانیان تصادفات مرگبار شهری تهران در آبانماه
بر اساس گزارش تازه پلیس راهور تهران، در آبانماه بیشترین تلفات ناشی از تصادفات مرگبار شهری پایتخت به بازه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال تعلق داشته و این گروه ۳۵ درصد جانباختگان را تشکیل دادهاند.
پایگاه خبری نورنیوز در گزارشی «شور جوانی، هیجان لحظهای و بیتوجهی به هشدارهای جادهای» را از ویژگیهای این گروه سنی برشمرد و نوشت آمار پلیس راهور «چهرهای نگرانکننده از بیاحتیاطی و قانونگریزی در میان نسل جوان پایتخت» ارائه میدهد.
این در حالی است که شهریور ماه امسال، پایگاه خبری دیدهبان ایران گزارش داد افزایش قیمت موتورسیلکت در کنار فشارهای معیشتی، شماری از جوانان پایتخت را ناگزیر ساخته است با اجاره موتور، به فعالیت بهعنوان پیک روی بیاورند.
نورنیوز در ادامه گزارش خود نوشت: «پس از گروه ۲۰ تا ۳۰ سال، افراد ۴۰ تا ۵۰ ساله با ۲۴ درصد و بالای ۵۰ سال با ۱۷ درصد، در رتبههای بعدی [مرگومیر تصادفات] قرار دارند. این یعنی تقریبا نیمی از جانباختگان زیر ۴۰ سال هستند؛ نشانهای از بحران فرهنگی و آموزشی در رانندگی شهری.»
آمار همچنین نشان میدهد رانندگان خودرو با ۴۷ درصد و موتورسواران با ۲۶ درصد، بیشترین سهم را از تلفات وسایل نقلیه در تصادفات آبانماه تهران به خود اختصاص دادهاند.
به گزارش نورنیوز، ۲۷ درصد دیگر از جانباختگان نیز عابران پیاده هستند که قربانی «خطاهای رانندگان و ضعف زیرساختهای ایمنی» میشوند.
این رسانه هشدار داد گزارش پلیس راهور تهران حاکی از آن است که «خطر نهتنها پشت فرمان، بلکه حتی در پیادهروها هم کمین کرده است».
در سالهای اخیر، تداوم تلفات سنگین سوانح رانندگی به یکی از دغدغههای ثابت جامعه ایران تبدیل شده و نگاهها را بهطور جدی متوجه ضعفهای ساختاری در مدیریت حملونقل کرده است.
منتقدان، خودروهای بیکیفیت، جادههای ناایمن و نبود فرهنگسازی موثر را از عوامل اصلی این بحران برمیشمرند و آن را پیامد کوتاهی کردنها و ناکارآمدی مقامهای جمهوری اسلامی میدانند.
بزرگراهها، محل وقوع ۷۹ درصد تصادفات رانندگی تهران
نورنیوز در ادامه گزارش خود نوشت بخش عمده حوادث رانندگی تهران در آبانماه، حدود ۷۹ درصد، در بزرگراهها رخ داده است؛ مسیرهایی که بهدلیل «سرعت بالا، بیاحتیاطی و لاییکشی»، به کانون اصلی وقوع تصادفات مرگبار تبدیل شدهاند.
طبق گزارش پلیس راهور تهران، بیشترین قربانیان در فاصله ساعات ۱۴ تا ۲۲ جان خود را از دست دادهاند؛ دورهای که ترافیک سنگین، خستگی ذهنی رانندگان و شتاب برای رسیدن به مقصد، احتمال حادثه را بهشدت بالا میبرد.
حدود ۲۴ درصد حوادث نیز بین ساعات ۲۲ تا شش صبح به وقوع پیوسته است که از جمله دلایل اصلی آن میتوان به «سرعت زیاد، خوابآلودگی و مصرف مواد محرک و الکل» اشاره کرد.
نورنیوز ریشههای این بحران را در «فقدان آموزش موثر رانندگی و فرهنگ ترافیکی در مدارس و دانشگاهها»، «نبود نظارت موثر و بازدارندگی در اجرای قوانین» و «بیتوجهی به وضعیت روحی و روانی رانندگان جوان» ارزیابی کرد.
محمد اسماعیل قیداری، سرپرست دانشگاه علوم پزشکی بهشتی، اسفند ۱۴۰۳ اعلام کرد تصادفات رانندگی پس از بیماریهای قلبی و عروقی و سرطانها، سومین عامل مرگ و میر در ایران به شمار میرود.
طبق آمار پلیس راه در شهریور ۱۴۰۳، روزانه بهطور میانگین بین ۴۵ تا ۵۰ نفر بر اثر سوانح رانندگی در ایران جان خود را از دست میدهند و ۱۰۰ تن معلول میشوند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.