مهدی طبایی، دانشجوی دانشگاه یزد، بهدلیل پاره کردن پوستر حمایت از حمله ۷ اکتبر اخراج شد
مهدی طبایی، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته شیمی تجزیه دانشگاه یزد، بهدلیل پارهکردن پوستر «طوفانالاقصی» که در حمایت از حمله هفتم اکتبر حماس در این مرکز آموزشی نصب شده بود، از دانشگاه اخراج شد.
خبرنامه دانشجویی امیرکبیر یکشنبه ۱۸ آبان گزارش داد طبایی قرار بود در ترم جاری از پایاننامه خود دفاع کند، اما بهدلیل اجرای حکم پیشین محرومیت از تحصیل و امتناع دانشگاه از تمدید سنوات، از ادامه تحصیل بازمانده و عملا اخراج شده است.
بر اساس این گزارش، طبایی پیشتر بهدلیل مواضع و فعالیتهای انتقادی، با احکام انضباطی متعددی روبهرو شده و دو ترم از تحصیل تعلیق شده بود.
به گفته منابع دانشجویی، یکی از این ترمهای تعلیق بدون تشکیل کمیته انضباطی و حتی بدون تفهیم اتهام، صرفا با تماس تلفنی رییس دانشگاه اعمال شد؛ اقدامی که دانشجویان از آن بهعنوان «تعلیق غیرقانونی و خودسرانه» یاد میکنند.
حکم مهدی طبایی
اخراج و محرومیت از تحصیل این دانشجو در حالی صورت گرفته که مقامهای جمهوری اسلامی در ماههای گذشته اعلام کردند «هیچ دانشجویی محروم نیست» و «همه به دانشگاه بازگشتهاند».
آبان و آذر ۱۴۰۳ نیز دولت با اعلام «بازگشت دهها دانشجوی محروم از تحصیل» و ابلاغ یک بخشنامه به دانشگاهها، همین ادعا را مطرح کرد.
با این حال، پرونده دانشجویان ستارهدار، محرومان از تحصیل و دهها دانشجوی زندانی نشان میدهد که شکاف میان حرف تا واقعیت همچنان عمیق و پابرجاست.
دلایل صدور حکم
طبق گزارش خبرنامه امیرکبیر، یکی از دلایل صدور حکم تعلیق برای طبایی پاره کردن پوستر «طوفانالاقصی» بوده است؛ پوستری که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه یزد در حمایت از حمله حماس به اسرائیل نصب شده بود.
شورای انضباطی دانشگاه یزد در آن زمان این اقدام را بر اساس ماده ۴۲ آییننامه انضباطی دانشجویان «تخلف» دانست و با استناد به ماده ۹ همان آییننامه، حکم محرومیت موقت از تحصیل با احتساب در سنوات را برای طبایی صادر کرد.
در متن ابلاغیه رسمی آمده بود دانشجو ظرف ۱۰ روز کاری فرصت تجدیدنظرخواهی دارد. با این حال، شکایت و اعتراض او بینتیجه ماند و در نهایت با انقضای سنوات، از ثبتنام و دفاع از پایاننامه طبایی ممانعت به عمل آمد.
تصویر این حکم پیشتر در فضای مجازی منتشر شد و واکنشهای گستردهای در میان فعالان دانشگاهی و مدنی برانگیخت.
زهرا رحیمی، فعال دانشجویی در یزد، در واکنش به این تصمیم نوشت: «وقتی ملیگرایی، حقوق شهروندی و دانشجوی ایرانی اولویت آخر یک سیستم میشود، چنین نتایجی به بار میآورد. آیندگان به شما لعنت میفرستند که دانشجوی ایرانی را در کشور خودش بهخاطر حماس و ماجراجوییهایش محروم کردید.»
او افزود: «خائن برای ایران و برادر برای فلسطین! هیچ حکومتی در طول هزاران سال به این اندازه هویت ایرانی را تحقیر نکرده است.»
اکنون با وجود وعدههای مکرر دولت مسعود پزشکیان مبنی بر «بازگشت همه دانشجویان محروم از تحصیل»، گزارشها از دانشگاههای ایران نشان میدهد که روند برخوردهای انضباطی با دانشجویان منتقد همچنان ادامه دارد.
پرونده طبایی نمونهای از فضای محدود و امنیتی حاکم بر دانشگاههاست؛ جایی که حتی مخالفت با تبلیغات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش میتواند به قیمت حذف کامل از تحصیل تمام شود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.